محال است باور کنم که اين تب داری هميشگی چشمانم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از نوشيدن شراب است،

که از تکرار رويای لحظه های با تو بودن است.

محال است باور کنم اين عطر ياس

که اينچنين با دستهای من آميخته است

از گلدان کوچک پشت پنجره است،

که يادگار حضور دستهای مهربان توست.

نه... محال است باور کنم...

 

/ 0 نظر / 4 بازدید