خيلی باحال بود دلم نيومد ننويسم!

حوا می شدم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگر سيبی به دستت بود،

حيف که تو آدم نيستی!

 

(مال من نيست، اسم کوچيکش فکر کنم منصوره بود، اونی که اين شعر رو نوشته، اميدوارم ناراحت نشه که بدون اجازه اش اينجا نوشتمش، آخه خيلی رديف بود!! )

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
محمد(skurooch)

سلام موژان عزيز . براي اولين باره به وبلاگت سر مي زنم . وبلاگت خيلي قشنگه . متنت واقعا زيبا بود به منم سر بزن يه سري درد و دل و صحبتام رو نوشتم . خوشحال ميشم ببيني . موفق باشي .

عزت

سلام آبجی کار خودت هم خیلی ریدیفه... کرتیم به مولا... نه خوشم اومد خیلی این کاره ای... شب پشت قهوه خونه یه سر بزن منتظریم...

فرشاد

سلام متن قشنگی بود. خوشحال می شم که شما هم وبلاگ منو ببینی.البته نسبت به مال شما هیچی نیست.

mahyar

زرنگی ... آدم باشه که سيب رو ازش بگيری و بخوری ((: