در سوگ بامداد بزرگ!

خورشيد فرو نشست؛<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ستارگان خاموش اند؛

 

اينک کدام همسفر سوگ تو را به شعر می نشيند؟

کدام همسفر برای تو

 _ که پيام آور روز بودی _

خواهد سرود آنچنان که تو برای شب زدگان می سرودی؟!

  

 

                          مرداد 1379

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
احسان مومني

دوست عزيز وبلاگ خيلي خوبي داري . ورودت رو به جمع وبلاگ نويس ها تبريك ميگم . موفق باشي

پسر بهار

نوشتن براي بودن / بودن براي نوشتن / حسرت براي اه / آهي از سر حسرت / دردي است در ماوراي نوشتن / نوشتن براي بودن / درد بودن

محمد جواد طواف

سلام موژانِ عزیز، .. یاد شاملوی بزرگ گرامی باد، می بینی چقدر خوب داری در میان وبلاگ ها جای خودت را باز می کنی؟

هانا

نمي فهمم!چه معني مي تونه داشته باشه؟

شبنم

ای بابا، روز تولد من اينقدر نحس بوده و من خبر نداشتم p: