سفر حجمی در خط زمان

شيداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کليد خاکستری

 
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳ 

اومدم يه شعر برای پايان پاييز  و آغاز زمستون و شب يلدا بنويسم که موبايلم لرزيد و يه MSG اومد، منصرف شدم از نوشتن شعر و اون MSG رو می نويسم:

چند ساعت بيشتر به آخر پاييز نمونده...

جوجه هاتونو بشمرين! ؛)

يلدا مبارک!