سفر حجمی در خط زمان

شيداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کليد خاکستری

برای روز ميلاد تن من نمی خواد پيرهن شادی بپوشی...
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۳ 

دل و دماغ نوشتن ندارم ...

امسال تا همين چند روز پيش هم امروز می تونست بهترين سالروز تولدم باشه...

حالا که نشد، ولی به هرحال من از کلنجاری که در طی اين سالها با زندگی رفتم راضی ام و از کسی که اين روزها با نام موژان تو کوچه پس کوچه های زندگی می پلکه هم همينطور...

اميدوارم اين رضايت همواره برقرار باشه و عمرش به قدر لبخندام کوتاه نباشه ...

تولدم مبارک!