سفر حجمی در خط زمان

شيداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کليد خاکستری

 
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳ 

غم انگيزترين چيزی که ديدم، دارکوبی بود روی درخت مصنوعی. نگاهی به من کرد و گفت : "رفيق ديگه درختا همون درختای قديمی نيستن! "      (عمو شلبی)

 

يادش بخير پاييز

با آن توفان رنگ و رنگ

که بر پا در ديده می کند

هم برقرار منقل ارزيز آفتاب

خاموش نيست کوره چو ديسال

مطلب از اين قرار است

چيزی فسرده ست و نمی سوزد امسال

در سينه

در تنم.

 

 (ا. بامداد)